تاریخ انتشار : یکشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۳ - ۱:۰۶
کد خبر : 638

سفارش یک شهید صنعت نفت به کارمندان:

فقط برای رضای خدا کار کنید

فقط برای رضای خدا کار کنید
به‌عنوان یک برادر کوچک از شما می‌خواهم که در محیط کار با همدیگر صمیمی باشید، مثل یک مؤمن خدا با هم برخورد کنید و قلب‌هایتان را به هم نزدیک کنید و با هم خوب باشید و شما اداری‌ها در هنگام کار فقط به‌خاطر رضای خدا کار کنید تا بندگان خدا از شما راضی باشند بالخصوص شهیدان.

■ به گزارش پایگاه خبری نفت‌رسانه و به نقل از نوید شاهد بوشهر، شهید محمدصادق غریبی، یکم شهریور ۱۳۴۲ در بوشهر متولد شد. وی تحصیلات خود را تا مقطع راهنمایی ادامه داد و پس از آن در سال ۱۳۶۲ در انبار نفت شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی منطقه‌ی بوشهر مشغول به کار شد. هم‌زمان با شروع جنگ تحمیلی، عازم جبهه‌ی جنوب شد و پس از چندین مرحله حضور در جبهه‌های حق علیه باطل، ۲۸ بهمن‌ماه ۱۳۶۸ در عملیات والفجر ۸ به درجه‌ی رفیع شهادت شد.

متن کامل وصیت‌نامه‌ی شهید محمدصادق غریبی:
بسمه‌تعالی
یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی
وصیت‌نامه‌ی خود را با نام خدا آغاز می‌کنم، با سلام به مهدی (عج) و سلام بر نائب برحقش امام خمینی و سلام بر پیروان راستینش و سلام بر شهیدان.
اوّل ستایش خدای عزوجل که مرا آفرید و مرا در خط مستقیم یاری کرد که توانستم راه حق و حقیقت را انتخاب کنم و به این نعمت عظیم شهادت که سعادت جهان در آن نهفته است برسم، شهادت دری است که فقط به روی پاکان و مؤمنان خدا باز است.
کسانی را که در راه خدا خدمت می‌کنند و به‌خصوص برادران بسیجی را که جبهه‌ها را با خون خود رنگین کرده‌اند و نهرهائی از خون راه انداخته و دور دشمن را با این شهرها محاصره کرده‌اند، می‌بوسم. آن‌هایی که تا پاسی از شب از حریم سلام پاسداری می‌کنند.
سخنی دارم با برادران کارگر؛ به‌عنوان یک برادر کوچک از شما می‌خواهم که در محیط کار با همدیگر صمیمی باشید، مثل یک مؤمن خدا با هم برخورد کنید و قلب‌هایتان را به هم نزدیک کنید و با هم خوب باشید و شما اداری‌ها در هنگام کار فقط به‌خاطر رضای خدا کار کنید تا بندگان خدا از شما راضی باشند بالخصوص شهیدان.
سخنی با مادر مهربان خود دارم، مادرجان مرا ببخشید که فرزند خوبی برای شما نبوده‌ام، مادرجان زبانم گویا نمی‌آید یک ذره از زحمات شما را بگویم، زیرا که شما برای من هم پدر بودی و هم مادر، مادرجان بدان این امانتی که نزد شما می‌باشد این باید به مالک اصلیش یعنی خدای بزرگ برگردد. که چه‌بسا سخت است بر تو.
مادرجان اگر شهادت نصیبم شد که رستگار شدم، آن با رضایت است. مادر جان از شما می‌خواهم که مرا حلال کنید تا در آخر شفاعت شما نصیب من شود و اگر لایق بودم شفاعت آل علی نصیب شود.
مادرجان برادرم علی را ولی خانه می‌دانم و علی‌جان از تو می‌خواهم که خوب از مادرم حفاظت کنید و گزندی و خاری به چشم خواهرم زهرا نرود و او را فاطمه‌گونه پرورش دهید، خداحافظ برادر.
در خاتمه از قوم و خویشان می‌خواهم اگر بدی از بنده‌ی حقیر دیده‌اید از شما عاجزانه می‌خواهم که اگر قابل بخشش است مرا ببخشید و هم‌چنین همسایگان یک‌به‌یک، زیرا که با آن‌ها زیاد برخورد داشتم و از شما می‌خواهم که اگر اشتباهی از من رخ داده است، اگر قابل بخشش است مرا ببخشید و آخر این‌که حسین زمان را تنها نگذارید.

محمدصادق غریبی
۱۳۶۴/۱۱/۱۷

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.