تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۷:۰۰
کد خبر : 16857

زنده‌یاد مهندس سیّدحسن سادات پاسخ می‌دهد:

دلایل سفر مخاطره‌آمیز و بی‌بازگشت شهید تندگویان به آبادان

دلایل سفر مخاطره‌آمیز و بی‌بازگشت شهید تندگویان به آبادان
مهندس سادات معتقد است: «در این مورد، نمی‌توان امروز قضاوت کرد و آن را ناشی از بی‌احتیاطی وزیر دانست، زیرا شرایط سخت و غیرقابل پیش‌بینی بود و شخصیت و منش جواد نیز به‌گونه‌ای بود که خون خود را رنگین‌تر از دیگران نمی‌دید.»

■ به گزارش پایگاه خبری نفت‌رسانه و به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آنچه در پی می‌آید؛ بخشی از مصاحبه تاریخ شفاهی وزارت نفت با مهندس سیدحسن سادات (کفیل وزارت نفت در دوران اسارت شهید تندگویان) درباره آن ایام پرتب‌وتاب است. مهندس سادات، ۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ در سن ۸۰ سالگی درگذشت.

♦ مرکز اسناد انقلاب اسلامی: این پرسش برای بسیاری از خوانندگان مطرح است که چگونه در اوضاع کاملاً غیرعادی، بالاترین مقام رسمی وزارت نفت بدون هیچ‌گونه تدابیر و پیش‌بینی‌های حفاظتی و امنیتی، به منطقه‌ای که همه می‌دانستند از هر جهت ناامن است، می‌رود؟ صرف‌نظر از این مسئله، آیا نباید مسئولان حفاظتی و امنیتی دقت بیش‌تری می‌کردند؟ نظر شما چیست؟

♦ مهندس سیدحسن سادات: بنا بر ضرب‌المثلی فارسی، احتیاط همیشه شرط عقل است، اما من نمی‌توانم پاسخ‌گوی دقیق این سؤال باشم. به این دلیل که میزبان شهید تندگویان در خوزستان نبودم که مسائل امنیتی را کنترل یا پیش‌بینی کنم. قبلاً با شهید تندگویان به مشهد، سرخس، پالایشگاه خانگیران، روستای امین‌آباد و قم رفته بودم. سفرهایی که از ایشان دعوت می‌کردم تا حد امکان مسائل امنیتی پیش‌بینی می‌شد، کمااین‌که زمانی که مهندس معین‌فر دوبار به اصفهان آمد، تا حد زیادی همه مسائل کنترل شد. حتی در سفر به ازنا، زمانی که او در مسجد سخنرانی می‌کرد، چون هیچ پاسبان و… ندیدم، خود را مسئول این کار دانستم و با وجود آن‌که رئیس پخش ازنا از سفر وزیر اطلاع داشته و قطعاً هماهنگی‌های لازم را با مقامات شهرستان انجام داده بود، اما وقتی به ازنا رسیدیم چون جناب وزیر داخل مسجد رفت، شخصاً بیرون مسجد ایستادم و نگران و مراقب رفت‌وآمدها بودم.

در سفر یک‌روزه رئیس‌جمهوری وقت به‌اتفاق مرحوم مهندس بازرگان، مهندس معین‌فر و تعدادی دیگر از مقامات وقت کشور در بازدیدی که از سه استان اصفهان، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد صورت می‌گرفت، مسائل مربوطه دیده شده بود. این مطالب را برای این نمی‌گویم که خدای ناخواسته بخواهم کسی تخطئه شود و یا مقصر قلمداد شود، بلکه برعکس اطمینان دارم که دقت لازم و هماهنگی‌ها باید انجام شده باشد، اما من از آن اقدامات بی‌اطلاع هستم و علی‌الاصول در این‌گونه امور نیز استعدادم کم است. بنابراین، بهتر است از کسانی که درگیر این مورد خاص بوده‌اند، سئوال کنید.

در این مورد، نمی‌توان امروز قضاوت کرد و آن را ناشی از بی‌احتیاطی وزیر دانست، زیرا شرایط سخت و غیرقابل پیش‌بینی بود و شخصیت و منش جواد نیز به‌گونه‌ای بود که خون خود را رنگین‌تر از دیگران نمی‌دید.

درمورد سفر شهید تندگویان به جنوب چون قرار بود او از مناطق نفتی بازدید کند، در درجه اول، مهندس بوشهری و مهندس یحیوی و بعد مسئولان حراست و مسئولان پالایشگاه آبادان در وزارت نفت این مسئولیت را به‌عهده داشتند. متأسفانه مهندس بوشهری و مهندس یحیوی نیز همراه شهید تندگویان بودند و خودشان نیز دستگیر شدند. گمان من این است که پیش‌بینی‌های لازم انجام شده بود کمااین‌که دو محافظ همراه او بودند، اما آن اتفاق رخ داد، یعنی کسی گمان نمی‌کرد عراقی‌ها به‌طور ناگهانی، این اندازه پیشروی کنند.

درحقیقت باید گفت که میدان جنگ بود و هر لحظه ممکن بود استقرار و موقعیت نیروها تغییر کند. تا آنجا که به‌یاد دارم، همان روز این موضوع مطرح شده بود که تردد در جاده اهواز – آبادان مشکل شده است. پس آن روز مشکلی بوده و عراقی‌ها هم جلو آمده بودند. منتهی به‌نحوی آمده بودند که هنوز قطعیت آن برای نیروهای خودمان مشخص و محرز نشده بود و شاید به‌همین‌دلیل برنامه‌ریزی دقیق و پیش‌بینی‌های لازم از سوی نیروهای ایرانی انجام نشده بود. اما به‌هرحال هر مسئله‌ای هم که بوده چون آنجا حضور نداشتم، هر حرفی مطرح شود صرفاً در حد گمان است. بنابراین درمورد پیش‌بینی‌هایی که به‌هرنحو باید انجام می‌شده واقعاً نمی‌دانم چه بگویم. چون اتفاق آن‌قدر دردناک بود که هیچ‌چیزی نمی‌تواند موجب التیام ضایعه شود.

آنچه راجع به شهید تندگویان باید بگویم این است که او یکی از سرمایه‌های مملکت بود که واقعاً وجودش برای کشور غنیمتی بود. علاوه بر این، مانند فرمانده‌ای بود که ثابت کرد برای حمایت از نیروها و همکاران خود حاضر است که تا خط مقدم جبهه جلو برود. نفس این کار را درست می‌دانم، خودم هم بودم این کار را می‌کردم، رستم هم در شاهنامه سپهسالار ارتش ایران بود و به خط مقدم جبهه می‌رفت و می‌جنگید. بنابراین من سفر شهید تندگویان را به آبادان تأیید می‌کنم و آن احتیاط و مراقبت‌هایی که باید انجام می‌شده، مسئله دیگری است. اگر منظور شما آن است که کسی به عراقی‌ها خبر داده بود، طبعاً از هرگونه اظهارنظری باید خودداری کنم، زیرا استعدادی در این زمینه و اطلاع موثقی در این مورد ندارم، فقط آنچه مهندس جوادی گفته است می‌تواند سرنخی در این داستان باشد.

همچنین در این زمینه، می‌توانید بخوانید:
«بالاترین مقام سیاسی اسیرشده ایران در جریان جنگ تحمیلی»

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.