تاریخ انتشار : دوشنبه ۱ دی ۱۴۰۴ - ۷:۲۰
کد خبر : 16850

نگاهی به مهم‌ترین فرازهای زندگی شهید غریب دفاع مقدّس؛

بالاترین مقام سیاسی اسیرشدۀ ایران در جریان جنگ تحمیلی

بالاترین مقام سیاسی اسیرشدۀ ایران در جریان جنگ تحمیلی
در ۹ آبان ۱۳۵۹ همراه با دو معاون و دو تن از محافظان، اسیر شد. دولت ایران با استناد به قوانین و مقررات بین‌المللی، از مجامع جهانی، به‌ویژه صلیب سرخ، برای آزادی‌اش استمداد کرد اما عراق با وجود داشتن مصونیت دیپلماتیک، او را آزاد نکرد.

■ به گزارش پایگاه خبری نفت‌رسانه و به نقل از دانشنامه جهان اسلام، واپسین روزهای آذرماه در تاریخ صنعت نفت کشورمان، یادآور بزرگ‌مردی به‌نام محمدجواد تندگویان است. به‌همین مناسبت به دانشنامه جهان اسلام رجوع کردیم تا مروری داشته باشیم به زندگی پُربار این شهید غریب دوران دفاع مقدس.

محمدجواد تندگویان، وزیر نفت دولت محمدعلی رجایی بود. وی ۲۶ خرداد ۱۳۲۹ در خانی‌آباد تهران به‌دنیا آمد. پدرش حاج‌جعفر در میدان بهارستان مغازه کفاشی داشت. تندگویان علوم مقدماتی قرآنی را نزد پدرش فراگرفت و با حضور در مسجد بینایی و هیئت‌های بنی‌فاطمه و فاطمیون خانی‌آباد با تعالیم دینی آشناتر شد. پس از گذراندن دوره ابتدایی (۱۳۳۶-۱۳۴۱)، دوره متوسطه را در ۱۳۴۲ در دبیرستان جعفری اسلامی آغاز کرد.

قیام ۱۵ خرداد در این سال به‌شدت او را تحت تأثیر قرار داد و موجب آشنایی او با نهضت و افکار امام خمینی (ره) شد. در ۱۳۴۶، دوره متوسطه را با موفقیت به پایان رساند. از نیمه اول سال تحصیلی ۱۳۴۷-۱۳۴۸ تحصیلات خود را در دانشکده نفت آبادان آغاز نمود و بلافاصله با انجمن اسلامی دانشجویان همکاری کرد و طی مدتی کوتاه، عضوی بسیار فعال و مؤثر گردید. او از شخصیت‌هایی چون مرتضی مطهری، علی شریعتی و محمدتقی جعفری برای ایراد سخنرانی در دانشکده نفت دعوت کرد و هم‌زمان با این اقدامات، با انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی خارج از کشور به همکاری و تبادل افکار پرداخت.

در ۱۳۵۱، دوره کارشناسی مهندسی پتروشیمی را به پایان رساند و در پالایشگاه نفت تهران به‌کار مشغول شد. در شهریور ۱۳۵۲، حدود یک سال پس از فارغ‌التحصیلی ازدواج کرد. پس از آن، در آبان ۱۳۵۲ به آبادان رفت تا فعالیت‌های انجمن اسلامی دانشکده نفت آبادان را گسترش دهد اما با اعمال فشار ساواک از پالایشگاه تهران اخراج شد. تندگویان در ۱۳ آبان ۱۳۵۲ در پالایشگاه تهران دستگیر شد و حدود هفت ماه در زندان انفرادی بود. سپس دادگاه او را با احتساب مدت بازداشت، به یک سال زندان محکوم کرد. در آبان ۱۳۵۳ آزاد شد و به‌عنوان سربازصفر به شیراز اعزام گردید و پس از اتمام این دوره، در شرکت بوتان گاز مشغول به‌کار شد اما در ۶ تیر ۱۳۵۴، با اعمال فشار ساواک و به بهانه نقص پرونده، مجبور به استعفا گردید. سپس به‌منظور دور ماندن از نظارت ساواک، پیشنهاد کار در شرکت پارس‌توشیبا (پارس‌خزر فعلی) را در رشت پذیرفت و از ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ مدیرتولید آن شرکت بود. او در ۱۳۵۶، در رشته مدیریت صنعتی در مدرسه عالی مدیریت وابسته به دانشگاه هاروارد پذیرفته شد و در ۱۳۵۷ موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی گردید و به شرکت پارس‌توشیبا بازگشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ مدیر شرکت پارس‌توشیبا شد و تا آذر ۱۳۵۸ این سمت را به‌عهده داشت. سپس معین‌فر، وزیر نفت وقت جمهوری اسلامی ایران وی را به کار دعوت کرد و او نماینده قائم‌مقام وزیر نفت در آبادان و عضو اصلی کمیسیون پاکسازی در اداره نفت آبادان گردید. در تیر ۱۳۵۹ سرپرستی مناطق نفت‌خیز به وی واگذار گردید و او تا مهر ۱۳۵۹ در این سمت بود. درنتیجه عملکرد موفقیت‌آمیز او در دوره سرپرستی مناطق نفت‌خیز در اول مهر ۱۳۵۹ برای تصدی وزارت نفت به مجلس شورای اسلامی معرفی شد و رأی اعتماد نمایندگان مجلس شورای اسلامی را برای تصدی این مقام به‌دست آورد. او در مدت کوتاهی، کارکنان وزارت نفت را برای حفاظت از تأسیسات نفتی خوزستان سازماندهی کرد. در طول چهل روز وزارت به‌منظور نظارت مستقیم بر این عملیات، سه‌بار به آبادان رفت اما در چهارمین سفرش به آبادان، در ۹ آبان ۱۳۵۹ نیروهای عراقی (که صبح آن روز جاده فرعی ماهشهر – آبادان را در اختیار گرفته بودند) وی را به‌همراه دو معاون و دو تن از محافظانش به اسارت گرفتند. دولت ایران با استناد به قوانین و مقررات بین‌المللی، از مجامع جهانی، به‌ویژه صلیب سرخ، برای آزادی وی استمداد کرد اما عراق تندگویان را با وجود داشتن مصونیت دیپلماتیک، آزاد نکرد و اسیر جنگی دانست.

با نزدیک شدن زمان برگزاری اجلاس وزیران نفت اوپک در بالی اندونزی در ۲۴ آذر ۱۳۵۹ (۱۵ دسامبر ۱۹۸۰) دولت ایران درخواست کرد که موضوع حمله عراق به ایران و اسیر شدن وزیر نفت در دستور کار اجلاس قرار گیرد اما با تلاش عراق و چند کشور حامی آن، این موضوع از دستور کار اجلاس حذف و به هیئت ایرانی فقط اجازه داده شد در این خصوص، بیانیه‌ای صادر کند. تا یک سال بعد از اسارت او و تا زمانی که دولت محمدعلی رجایی بر سر کار بود، تمامی نامه‌های وزارت نفت به‌نام محمدجواد تندگویان صادر می‌شد. در دوران اسارت، تنها دو نامه از وی به خانواده‌اش رسید که آخرین نامه مورخ ۲۴ فروردین ۱۳۶۱ است.

پس از گذشت حدود یازده سال، با آزاد شدن تدریجی اسرای ایرانی در ۱۳۶۹، اخباری حاکی از زنده بودن تندگویان انتشار یافت؛ ولی دولت عراق اعلام کرد که وزیر نفت سابق ایران در ۱۳۶۱ (۱۹۸۲) در سلولش خودکشی کرده است. در پی انتشار این خبر، در ۱۴ آذر ۱۳۷۰ هیئتی از ایران برای روشن شدن واقعیت امر به عراق سفر کرد. نظر هیئت ایرانی این بود که تندگویان زنده است اما عراقی‌ها از همان ابتدا با ارائه مدارکی شامل عکس و گواهی فوت و گزارش پزشکی قانونی، این نظر را رد کردند. پس از قطعی شدن شهادت تندگویان، عراق از استرداد پیکر او امتناع نمود که سرانجام با پیگیری و پافشاری ایران، جنازه مومیایی‌شده‌اش پس از گذشت یازده سال از زمان اسارت تحویل گرفته شد و به ایران انتقال یافت و در ۲۹ آذر ۱۳۷۰، در قطعه ۷۲ تنِ (شهدای ۷ تیر ۱۳۶۰) بهشت زهرا به خاک سپرده شد. هیئت ایرانی برمبنای مشاهدات و معاینات کالبدشکافی، تاریخ شهادت وی را در فاصله سال‌های ۱۳۶۷-۱۳۶۸ دانسته‌اند. روی سنگ قبر او تاریخ شهادت ذکر نشده است.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.