تاریخ انتشار : جمعه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۹:۰۰
کد خبر : 6788

صنعت نفت ایران به روایت رهبر انقلاب - ۱۶

اشتباه مصدق، بی‌اعتنایی به کاشانی بود

اشتباه مصدق، بی‌اعتنایی به کاشانی بود
بعد از آن که مجدداً دولت دکتر مصدق روی کار آمد، اولین عکس‌العملی که نشان داد، بی‌اعتنایی به مرحوم آیت‌الله‌ کاشانی بود. مصدق دید مردم آمدند «یا مرگ یا مصدق» گفتند، مطلب بر او مشتبه شد، خیال کرد این مردم از او حمایت می‌کنند.

■ به گزارش پایگاه خبری نفت‌رسانه و به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، صنعت نفت ایران در سال ۱۳۲۹ با محوریت آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق و خواست مردم، از استعمار انگلیس خارج و ملی می‌شود و پس از آن نخست‌وزیریِ دولت ملی به‌نام مصدق رقم می‌خورد. نهضت ملی با همه‌‌ موفقیت‌ها ناگهان با استعفای دولت مصدق و بر سر کار آمدن قوام‌السلطنه و خطر بازگشت سلطه‌‌ انگلیس بر نفت ایران مواجه می‌شود. آیت‌الله کاشانی بار دیگر مردم را به صحنه می‌آورد و نخست‌وزیری مجدد دکتر مصدق را فراهم می‌کند. اما این‌بار مصدق با کاشانی سر ناسازگاری و اختلاف می‌گذارد که به خانه‌نشینی کاشانی منجر می‌شود. مصدق در مقابله با شکایت‌ها و افزون‌خواهی‌های انگلیس نسبت به نفت ایران، به آمریکا اعتماد می‌کند و این‌بار نوبت آمریکاست که پاسخ اعتماد مصدق را با ایجاد کودتا و سقوط دولت ملی او بدهد.

آنچه در این سلسله‌مطالب آمده است، روایت تاریخی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از زمینه‌های شکل‌گیری اعتراض مردمی به استعمار نفت توسط بیگانه تا ملی شدن صنعت نفت، قیام ۳۰ تیر و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ است. در این مجموعه، از ۳۴ سخنرانی رهبر انقلاب طی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۴۰۱ استفاده شده است.

فصل دوم: قیام ملّی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ با پرچمداری آیت‌الله کاشانی
اشتباه دکتر مصدق در حادثه سی ‌تیر
بعد از آنی که مجدداً دولت دکتر مصدق روی کار آمد، اولین عکس‌العملی که نشان داده شد، بی‌اعتنایی به مرحوم آیت‌الله‌ کاشانی بود. مصدق دید مردم آمدند توی خیابان‌ها و شعار دادند و «یا مرگ یا مصدق» گفتند و یک عده‌ای کشته شدند، مطلب بر او مشتبه شد، خیال کرد این مردم از او حمایت می‌کنند، نفهمید که مردم از دین و از احساسات دینی‌شان حمایت می‌کنند. همان اشتباهی که آن روسیاه فراری (۹۵) هم همیشه در ایران داشت که می‌گفت مردم فلان‌قدر به من رأی دادند. (۹۶)

این خیلی حقیقت تلخی است برای ما. آن کسانی که کسی این‌ها (ملی‌گراها) را نمی‌شناخت، در یک گوشه‌ای بودند، در انزوا بودند، دلشان خوش بود که دو کلمه یک‌جا بنویسند حداکثر، اگر دل‌وجرأت می‌کردند که بنویسند. (۹۷) (آن‌گاه که) با کمک دین، با کمک علما، با کمک احساسات دینی مردم سرِ کار آمدند تا اندک فرصتی پیدا کردند در طول تاریخ لگد زدند، این درسی است که در مشروطه هم ما گرفتیم، در نهضت ملی هم این درس تکرار شد. (۹۸)

پیشوایی علمای دین، اشاره و تأیید آن کسانی که مورد تأیید مردمند، نفس گرم آن کسانی که مردم به نفس آن‌ها احترام می‌گذاشتند و اعتماد می‌کردند آن‌ها را وارد صحنه کرد. به‌مجرد این‌که وارد صحنه شدند احساس کردند زیر پای‌شان محکم هست، پشت کردند، بی‌وفایی کردند، بی‌صفایی کردند، از آن ریشه‌ای که بر آن روئیده بودند خودشان را قطع کردند… در مشروطیت هم همین‌جور. اولین کاری که آن کسانی که در رأس کار قرار گرفته بودند، انجام دادند، این بود که مشروطه را از مادر او – که از پستان او شیر نوشیده بود مشروطه – جدا کنند؛ یعنی از دامن علمای اسلام و فقهای دین، همین کاری که در نهضت ملی هم متأسفانه پیش آمد. (۹۹)

۹۵- بنی‌صدر
۹۶- ۱۳۶۳/۰۴/۲۹
۹۷- ۱۳۶۳/۰۴/۲۹
۹۸- ۱۳۶۳/۰۴/۲۹
۹۹- ۱۳۶۳/۰۴/۲۹

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.