معرفی کتاب در حوزۀ انرژی - ۶۶
«باکو: شهر نفت و موسیقی»

■ به گزارش پایگاه خبری نفترسانه و به نقل از مدیریت مرکز اسناد و موزههای صنعت نفت، باکو شهری بندری در کنار دریای خزر که اینک پایتخت جمهوری آذربایجان است، جزو ولایاتی بود که پس از دور نخست جنگهای ایران و روس، طبق معاهده گلستان در سال ۱۲۲۸ ه.ق. / ۱۸۱۳ میلادی به قلمرو روسیه تزاری پیوست. باکو را مهد تاریخ نفت میدانند؛ قدمت نفت آن از نفت پنسیلوانیا نیز بیشتر است.
آذربایجان قرنها و حتی هزاران سال با نفت مرتبط بوده و ردپای آن در آثار مورخان منطقه هم وجود دارد. مسافران قرون وسطایی به این منطقه به عرضه فراوان نفت آن اشاره داشته و خاطرنشان کردهاند که نفت بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره در آنجا بود.
در قرن نوزدهم، آذربایجان در صنعت نفت و گاز جهان پیشتاز بود. در سال ۱۸۴۶ بیش از یک دهه قبل از کشف نفت معروف آمریکاییها در پنسیلوانیا، آذربایجان اولین چاه نفت خود را در بیبی هیبت حفر کرد. این نخستینبار در تاریخ جهان بود که یک چاه نفت با موفقیت حفر میشد. در سال ۱۸۵۹، برای اولینبار کارخانهای ساخته شد که برای تولید نفت سفید از یک ماده آسفالتمانند استفاده میکرد. در سال ۱۸۷۷، اولین نیروگاه بالاخانی که توسط شرکت سهامی قفقاز و مرکوری ساخته شده بود، آغاز بهکار کرد و در سال ۱۹۰۰، شرکت نفت و تجارت الکساندر بنکندورف در باکو تأسیس شد. در آغاز قرن بیستم، آذربایجان بیش از نیمی از نفت جهان را تولید میکرد.
سالها پس از انعقاد قراردادهای گلستان و ترکمانچای، رفتوآمد بین مردمان هردو سوی ارس جریان داشت و حتی تعداد زیادی از ایرانیان بر اثر فقر و بیکاری در کشور مجبور به مهاجرت به آنسوی ارس شده و در شهر باکو و دیگر نقاط آن سرزمین مشغول بهکار میشدند که عده معتنابهی از آنها تشکیل خانواده داده و در آنجا ماندگار شدند.
کتاب «باکو: شهر نفت و موسیقی» به شرح حوادث و رخدادهای تاریخ معاصر بهخصوص تأثیر نفت بر تحولات این دیار پرداخته و درباره محلات متعدد و چگونگی شکلگیری آنها، آتشگاهها، مراکز تجاری، کاروانسراها، دروازهها بهویژه قلعه تاریخی این شهر، همچنین پدیدههای نوظهوری چون قونقا، نخستین مدارس دخترانه و پسرانه، سالنهای تئاتر، ساختمانهای بلندمرتبه، لولهکشی آب آشامیدنی و قوچیهای باکو اطلاعات جالب توجهی بهدست میدهد.
پیشرفت صنایع نفت و ارزشمند شدن آن، سبب تحولات ژرفی در این شهر شد. سرازیر شدن سرمایهداران خارجی به باکو برای بهدست گرفتن این ماده سیاه طلایی و پیدایش میلیونرهای زیاد بومی از آن جمله بود. در میان آن میلیونرها، شخصیتهای جالبی بودند که هریک در تاریخ معاصر این شهر نقش عمدهای ایفا کردند. در راس آنها حاج زینالعابدین تقیاف بود که تقریباً در تمام فصول این کتاب، او را محور اغلب اقدامات خیرخواهانه و پیشرفتهای ارزندهای مییابیم که در آن سالهای پرتبوتاب در این شهر بهوجود آمده است. او که از کارگری ساختمان به نفتخدایی رسیده بود، پس از استقلال جمهوری آذربایجان در سال ۱۹۹۱ بهعنوان پدر باکو مورد تجلیل قرار گرفت، کمکهای وی به مبارزان راه آزادی دوران انقلاب مشروطیت ایران نیز در صفحات تاریخ ثبت شده است.
مؤلف درباره حمل مقدار هنگفتی نفت باکو به روسیه شوروی و احیای اقتصاد آن کشور پس از سقوط جمهوری اول آذربایجان مینویسد: «در ماه مه ۱۹۲۰، پس از انقلاب آوریل، شروع به حمل ۲۵۰ میلیون پوط نفت خام و فرآوردههای دیگر را که در انبارها و مخازن بود با تانکرها به روسیه شوروی کردند، خطر رفع شد.
۲۵۰ میلیون پوط (۵ میلیون تن) نفت خام و دیگر محصولات نفتی از ۲۹ آوریل ۱۹۲۰ تا اواسط ژوئن، در عرض چهل روز از طریق دریا و راهآهن به روسیه ارسال شد. بدینترتیب بهتدریج شروع به احیای صنایع، حملونقل و دیگر زمینههای اقتصادی ویرانشده روسیه نمودند و بهخاطر حمل این مقدار نفت و فرآوردههای آن، با آن سرعت غیرقابل انتظار، «الکساندر پاولویچ سربروسکی» رئیس شرکت «آذ نفت» را با نشان «پرچم سرخ رزمی» تشویق نمودند.»
مناف سلیمانوف، حمل اینهمه مواد سوختی به روسیه شوروی و احیای اقتصادی آن کشور را به نفع جمهوری آذربایجان قلمداد نموده، اینگونه وانمود میکند که بهعلت تلنبار شدن نفت، احتمال آتشسوزی میرفت که با تخلیه آنها خطر رفع شد، درحالیکه دکتر نریمان نریمانوف، اولین رئیسجمهوری آذربایجان شوروی با دیدن این وضعیت گفته بود: «هیچوقت نفت آذربایجان، اینگونه بیرویه به یغما نرفته است.»
در جایجای این کتاب به زندگی تأسفبار کارگران مهاجر ایرانی هم اشاره شده است؛ از جمله مینویسد: «حفاران، استخراجکنندگان و تعمیرکاران، اغلب مواقع، دست، دنده، کمر و پایشان معلول میشد. اغلب استخراجکنندگان و حفاران، ایرانی بودند. این شغل، نیرو، شکیبایی و مقاومت طلب میکرد. نیاز، انسان را به انجام مشکلترین کارها وادار میکند. کارگران ایرانی بهمحض باز کردن دهانشان «همشهری» خطاب شده، چنان کتک میخوردند که دیگر جرأت حرف زدن نداشته باشند. هروقت تحملش تمام شده، جانش به لبش رسیده و حقش را میخواست، بهمحض بلند کردن سرش به چاه انداخته میشد. در بالاخانی، چهار نفر کارگر بر اثر ریزش خاک در چاههای جداگانهای که با دست کنده میشدند، در زیر خاک مانده و هلاک شده بودند. به رئیس نظمیه ۱۰۰ منات، کلانتر ۵۰ منات و منشی کنسول [ایران] ۲۵ منات پول توجیبی داده بودند و آنها بر روی جنایت سرپوش گذاشته بودند. اینگونه رویدادها زودزود رخ میداد.»
کتاب «باکو: شهر نفت و موسیقی» توسط مناف سلیمانوف به رشته تحریر درآمده است و بهوسیله صمد سردارینیا ترجمه شده. چاپ نخست این کتاب در سال ۱۳۸۵، از سوی نشر اختر تبریز و در ۷۰۴ صفحه، روانه کتابفروشیها شد.

- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰