تاریخ انتشار : جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴ - ۷:۴۵
کد خبر : 7255

صنعت نفت ایران به روایت رهبر انقلاب - ۱۸

آیت‌الله کاشانی، بلندپروازی‌های دنیاطلبانه نداشت

آیت‌الله کاشانی، بلندپروازی‌های دنیاطلبانه نداشت
این انسان اگر اهل قناعت نبود، اگر آدمی بود که دارای بلندپروازی‌های دنیاطلبانه بود، یقیناً آینده‌ خودش را تأمین می‌کرد. یک چنین شخصیتی، آیت‌الله کاشانی بود. مبارز، شجاع، از هیچ دولتی، از هیچ قدرتی، هیچ‌وقت نترسید.

■ به گزارش پایگاه خبری نفت‌رسانه و به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، صنعت نفت ایران در سال ۱۳۲۹ با محوریت آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق و خواست مردم، از استعمار انگلیس خارج و ملی می‌شود و پس از آن نخست‌وزیریِ دولت ملی به‌نام مصدق رقم می‌خورد. نهضت ملی با همه‌‌ موفقیت‌ها ناگهان با استعفای دولت مصدق و بر سر کار آمدن قوام‌السلطنه و خطر بازگشت سلطه‌‌ انگلیس بر نفت ایران مواجه می‌شود. آیت‌الله کاشانی بار دیگر مردم را به صحنه می‌آورد و نخست‌وزیری مجدد دکتر مصدق را فراهم می‌کند. اما این‌بار مصدق با کاشانی سر ناسازگاری و اختلاف می‌گذارد که به خانه‌نشینی کاشانی منجر می‌شود. مصدق در مقابله با شکایت‌ها و افزون‌خواهی‌های انگلیس نسبت به نفت ایران، به آمریکا اعتماد می‌کند و این‌بار نوبت آمریکاست که پاسخ اعتماد مصدق را با ایجاد کودتا و سقوط دولت ملی او بدهد.

آنچه در این سلسله‌مطالب آمده است، روایت تاریخی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از زمینه‌های شکل‌گیری اعتراض مردمی به استعمار نفت توسط بیگانه تا ملی شدن صنعت نفت، قیام ۳۰ تیر و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ است. در این مجموعه، از ۳۴ سخنرانی رهبر انقلاب طی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۴۰۱ استفاده شده است.

فصل دوم: قیام ملّی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ با پرچمداری آیت‌الله کاشانی
جدایی دکتر مصدق از آیت‌الله کاشانی
مصدق بعد از سی‌ تیر احساس کرد که دیگر به کاشانی احتیاجی ندارد… آنی که در عمل نشان داده شد، این بود؛ پشت کرد. مرحوم آیت‌الله ‌کاشانی می‌خواست اسلام پیاده بشود، لذا روی افکار اسلامی، احکام اسلامی پافشاری می‌کرد. این از نظر ملی‌گراهای آن روز یک نوع ارتجاع به‌حساب می‌آمد. (۱۰۱)

دو مسأله در این‌جا وجود داشت که این دو تا انسان را، دو چهره‌ معروف را از هم جدا می‌کرد؛ مصدق و کاشانی را. یک مسأله، مسأله‌ شخصیت‌های این دو نفر بود. درحقیقت، شخصیت مصدق و شخصیت کاشانی اصلاً به هم نمی‌خوردند. یک مدتی سر راه، این‌ها با هم در یک کاری هم‌آواز و هم‌آهنگ شدند، تصادف بود. (۱۰۲)

شخصیت‌شناسی آیت‌الله کاشانی
کاشانی یک روحانیِ تمام عمر را به مبارزه گذرانیده‌ در میدان‌های جنگ حضور پیدا کرده‌ سال‌ها در زندان و تبعید گذرانده، بود. یک طلبه‌ به قناعت عادت کرده و زندگی را قانعانه گذرانده. یک روحانی که الان که به ریاست مجلس شورای ملی آن روز رسیده مثلاً یا به‌عنوان یک چهره‌ معروف روحانی معرفی شده، در فکر این است که از این موقعیت برای آرزوهای اسلامی یک مسلمان که در دل او از همه بیش‌تر هست، یک قدمی بردارد… آمد با همان زندگی طلبگی فقیرانه‌ خودش زندگی کرد. نه یک خانه‌ مجللی، نه یک وضع مرفهی. با این‌که همه‌چیز در اختیار او بود. وقتی که علی‌الظاهر دنیای آن روز و دولت آن روز از او رو برگرداند و ادبار کرد، این مرحوم هیچی در اختیار نداشت، هیچی در بساط نداشت. مردم را هم که نمی‌گذاشتند بیایند به طرف او. تبلیغات علیه‌اش زیاد بود. یک مدتی مرحوم آیت‌الله کاشانی در همین شهر تهران با فقر و تنگدستی گذراند در اواخر عمرش. این انسان اگر اهل قناعت نبود، اگر آدمی بود که دارای بلندپروازی‌های دنیاطلبانه بود، یقیناً آینده‌ خودش را تأمین می‌کرد. یک چنین شخصیتی، یک چنین تیپی، مرحوم آیت‌الله کاشانی بود. مبارز، شجاع، از هیچ دولتی، از هیچ قدرتی، از متفقین، از دیگران هیچ‌وقت نترسید و هوشیار در مقابل حوادث و پارسا. آن روزی هم که با دولتی که به تأیید و کمک خود او روی کار آمده بود، مخالفت پیدا کرد، مخالفت خودش را آن وقتی که مصلحت دانست، صریحاً علنی کرد. یک شخصیت این‌جوری بود. یک روحانی به‌تمام‌معنا و کامل. (۱۰۳)

۱۰۱- ۱۳۶۳/۰۴/۲۹
۱۰۲- ۱۳۶۳/۱۲/۲۴
۱۰۳- ۱۳۶۳/۱۲/۲۴

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.