صنعت نفت ایران به روایت رهبر انقلاب - ۱۹
مرحوم آیتالله کاشانی یک فرد مکتبی بود

■ به گزارش پایگاه خبری نفترسانه و به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای (مدظلهالعالی)، صنعت نفت ایران در سال ۱۳۲۹ با محوریت آیتالله کاشانی و دکتر مصدق و خواست مردم، از استعمار انگلیس خارج و ملی میشود و پس از آن نخستوزیریِ دولت ملی بهنام مصدق رقم میخورد. نهضت ملی با همه موفقیتها ناگهان با استعفای دولت مصدق و بر سر کار آمدن قوامالسلطنه و خطر بازگشت سلطه انگلیس بر نفت ایران مواجه میشود. آیتالله کاشانی بار دیگر مردم را به صحنه میآورد و نخستوزیری مجدد دکتر مصدق را فراهم میکند. اما اینبار مصدق با کاشانی سر ناسازگاری و اختلاف میگذارد که به خانهنشینی کاشانی منجر میشود. مصدق در مقابله با شکایتها و افزونخواهیهای انگلیس نسبت به نفت ایران، به آمریکا اعتماد میکند و اینبار نوبت آمریکاست که پاسخ اعتماد مصدق را با ایجاد کودتا و سقوط دولت ملی او بدهد.
آنچه در این سلسلهمطالب آمده است، روایت تاریخی حضرت آیتالله خامنهای از زمینههای شکلگیری اعتراض مردمی به استعمار نفت توسط بیگانه تا ملی شدن صنعت نفت، قیام ۳۰ تیر و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ است. در این مجموعه، از ۳۴ سخنرانی رهبر انقلاب طی سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۴۰۱ استفاده شده است.
فصل دوم: قیام ملّی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ با پرچمداری آیتالله کاشانی
شخصیتشناسی دکتر مصدق
دکتر مصدق اینجوری نبود، یک شخصیتی از خانواده اشراف، جزو طبقه اشراف. در اشرافیت متولد شده، در اشرافیت بزرگ شده، در اشرافیت هم از دنیا رفت و در همان وضعیتی که بود البته انسان آزادهای بود. این نظر خوشبینانه بنده است. ممکن است بعضیها این نظر را نداشته باشند، من در این باره بحثی ندارم. ایشان یک آدمی بود، یک سیاستمدار آزادیخواه بود و دنبال این بود که کشور را از یوغ انگلیسها نجات بدهد. در سر راه، در یک نقطه اینها با مرحوم آیتالله کاشانی به همدیگر رسیدند در یک هدف مشترک. لذا خیلی روشن بود که دو شخصیتی که هیچ شباهتی از لحاظ شخصیت به هم ندارند، اینها بهزودی از هم جدا خواهند شد؛ یعنی این قابل پیشبینی بود. بنابراین جای تعجب نیست، نمیشود هم کسی را ملامت کرد. (۱۰۴)
اختلاف در اهداف آیتالله کاشانی و دکتر مصدق
نکته دوم که در این دو شخص، در این دو چهره قابل توجه است، هدفها و آرمانها بود. دکتر مصدق یک آدم ملیگرا بود. در ملیگرایی خلاصه میشد… من نظرم این است که یک آدم آزادیخواهی بود که تسلط انگلیسها را بر مملکت تحمل نمیکرد و میخواست یک دولت مستقلی در کشور تشکیل بدهد. در همین حد دکتر مصدق خلاصه میشود. نفت را از انگلیسها بگیرد و یک دولت ملی و مستقلی بهوجود بیاورد؛ البته شاه هم اگر بود باشد، منتها همانطور که مریدها و شاگردهایش تا آخر میگفتند، شاه سلطنت بکند، حکومت نکند. یعنی یک مقام تشریفاتی باشد، اختیارات دست او باشد. این نظرش بود در همین حد و حالا بعد از آنی که انگلیسیها رفتند و ملت مستقل شد، چه اخلاقی، چه رفتاری، چه آدابی، چه نظام زندگیای بر مردم حاکم باشد، نه دیگر این در محدوده فکر و بلندپروازی ذهنی دکتر مصدق نبود. یک انسان لیبرال و آزادیخواهی که معتقد بود جامعه همینجور با همین نظام زندگی کنند منتها انگلیسها یا مثلاً قدرتهای خارجی بر آن حکومت نداشته باشند. (اما) مرحوم آیتالله کاشانی چطور؟ مرحوم آیتالله کاشانی یک فرد مکتبی بود. (۱۰۵)
تذکرات مرحوم کاشانی نسبت به افراد که این آدم، آدم خطرناکی است چرا این را در رأس کار گذاشتند، یا این اقدام یک اقدام لازمی است چرا انجام نمیدهید، دخالت و فضولی بهحساب آمد. گفتند اینها دخالت میکنند، فضولی میکنند. دلشان میخواست علمای اسلام بیایند مردم را حرکت بدهند، هدایت بکنند، توی صحنه بیاورند، خون بدهند، سینههایشان را سپر بکنند، بعد حکومت را در اختیار آنها بگذارند، بعد بگویند آقا خداحافظ شما، بروند توی مدرسههایشان بنشینند. همانطور که بعضیها بعد از پیروزی انقلاب بزرگ و شکوهمند خودمان اینقدر گستاخی و وقاحت به خرج دادند که بر زبان هم آوردند این حرف را. در مشروطیت این کار را با قلدری بیشتری کردند؛ در نهضت ملی یک مقدار مردم البته آگاهتر بودند، علما یک مقدار روشنتر و باهوشتر بودند، هوشمندتر بودند، این کار آنجا بهشکل دیگری انجام گرفت. (۱۰۶)
۱۰۴- ۱۳۶۳/۱۲/۲۴
۱۰۵- ۱۳۶۳/۱۲/۲۴
۱۰۶- ۱۳۶۳/۰۴/۲۹
برچسب ها :استعمار انگلیس ، تاریخ نفت ، صنعت نفت ، صنعت نفت ایران به روایت رهبر انقلاب ، مقام معظم رهبری ، ملی شدن صنعت نفت ، نفت رسانه
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰