نمیتوان هیچ امیدی به غربیها داشت
رفتار آنها در قضایای گوناگون اقتصادی و سیاسی و امنیتی ما و رفتار آنها در قضیه جنگ تحمیلی و سپس هم رفتار آنها در قضیه تحریم؛ اینها را ما نباید از یاد ببریم؛ نمیتوانیم به غربیها هیچ امیدی داشته باشیم.
رفتار آنها در قضایای گوناگون اقتصادی و سیاسی و امنیتی ما و رفتار آنها در قضیه جنگ تحمیلی و سپس هم رفتار آنها در قضیه تحریم؛ اینها را ما نباید از یاد ببریم؛ نمیتوانیم به غربیها هیچ امیدی داشته باشیم.
نویسنده در ابتدای کتاب حاضر، مفهوم ملی کردن و اصول حقوقی مربوط به آن را توضیح داده و پس از آوردن داستان نفت از امتیاز دارسی تا الغای قرارداد شرکت نفت انگلیس و ایران، به ماجراهای ملی شدن صنعت نفت پرداخته است.
مؤلف کتاب، دکتر محمد حسننیا، دکترای تاریخ ایران اسلامی از دانشگاه تهران، استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ نفت، تاریخ اروپا و تاریخ خلیج فارس است که تاکنون از او بییش از ۱۰۰ مقاله، ۴۰ نقد کتاب و ۶ کتاب چاپ شده است.
دولت مصدق که نفت را، منبع ثروت ملی کشور ما را از چنگ انگلیسیها و از دست انگلیسیها با کمک افرادی که بودند - مرحوم آیتالله کاشانی و دیگران - توانست خارج کند، یک اشتباه تاریخی انجام داد و آن تکیه به آمریکا بود.
هر ملتی به آمریکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتی آن کسانی که دوست آمریکا بودند. مصدق اعتماد کرد، کتکش را (هم) خورد. حکومت دکتر مصدق یک حکومت ملی بود؛ مشکلش هم با غربیها فقط مسئله نفت بود.
ملی شدن صنعت نفت درواقع هیچ و پوچ گردید؛ چون همان نفت را به کنسرسیومی دادند که آمریکاییها طراحی کردند. هرچه که دشمن خواست، همان شد؛ بهخاطر جدا شدن از روحانیت و دین. اینها عبرت است.
دستگاه CIA آمریکا برای ساقط کردن حکومتی که با آنها ناسازگار بود و منافع آنها را تأمین نمیکرد؛ حکومتی که به آراء مردم متکی بود تحت عنوان اینکه ممکن است پشت پرده آهنین شوروی برود، از همه ابزارها - از جمله هنر - استفاده کرد.
در بیستوهشتم مرداد همهچیز روشن و واضح بود. آمریکاییها به نهضت ملی شدن صنعت نفت خیانت کردند و با انگلیسیها که طرف مقابل نهضت عدالتخواهی در ایران بودند، همدست شدند و نهضت ملی شدن صنعت نفت را از بین بردند.
آن چیزی که ایادی استکبار را آن روزها ناراحت میکرد، آیتالله کاشانی و امثال او بودند. مرحوم آیتالله کاشانی مغبوض و مغضوب دستگاه استکباری بود برای خاطر اینکه منادی دین و اسلام بود، میخواست اسلام بر این مملکت حکومت کند.
دکتر مصدق یک انسان لیبرال و آزادیخواهی بود که اعتقاد داشت جامعه همینجور با همین نظام زندگی کند، منتها انگلیسها یا مثلاً قدرتهای خارجی بر آن حکومت نداشته باشند. (اما) مرحوم آیتالله کاشانی یک فرد مکتبی بود.