صنعت نفت ایران به روایت رهبر انقلاب - ۲۰
آیتالله کاشانی، منادی دین و اسلام بود

■ به گزارش پایگاه خبری نفترسانه و به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای (مدظلهالعالی)، صنعت نفت ایران در سال ۱۳۲۹ با محوریت آیتالله کاشانی و دکتر مصدق و خواست مردم، از استعمار انگلیس خارج و ملی میشود و پس از آن نخستوزیریِ دولت ملی بهنام مصدق رقم میخورد. نهضت ملی با همه موفقیتها ناگهان با استعفای دولت مصدق و بر سر کار آمدن قوامالسلطنه و خطر بازگشت سلطه انگلیس بر نفت ایران مواجه میشود. آیتالله کاشانی بار دیگر مردم را به صحنه میآورد و نخستوزیری مجدد دکتر مصدق را فراهم میکند. اما اینبار مصدق با کاشانی سر ناسازگاری و اختلاف میگذارد که به خانهنشینی کاشانی منجر میشود. مصدق در مقابله با شکایتها و افزونخواهیهای انگلیس نسبت به نفت ایران، به آمریکا اعتماد میکند و اینبار نوبت آمریکاست که پاسخ اعتماد مصدق را با ایجاد کودتا و سقوط دولت ملی او بدهد.
آنچه در این سلسلهمطالب آمده است، روایت تاریخی حضرت آیتالله خامنهای از زمینههای شکلگیری اعتراض مردمی به استعمار نفت توسط بیگانه تا ملی شدن صنعت نفت، قیام ۳۰ تیر و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ است. در این مجموعه، از ۳۴ سخنرانی رهبر انقلاب طی سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۴۰۱ استفاده شده است.
فصل دوم: قیام ملّی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ با پرچمداری آیتالله کاشانی
نقش دشمن در جدایی انداختن میان سیاسیون و روحانیون
بخش بسیار مهم این ماجرا این است… دشمن فهمید که راز پیروزی ملت ایران چیست؛ لذا درصدد برآمد تا سیاسیون و سردمداران دولتی را از روحانیت و دین جدا کند. آنها را از آیتالله کاشانی جدا کردند و بینشان فاصله انداختند و متأسفانه موفّق هم شدند. از سی تیر ۱۳۳۱ که مرحوم آیتالله کاشانی توانست ملت ایران را آنطور به صحنه بیاورد، تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که عوامل آمریکا در تهران توانستند مصدق را سرنگون و تمام بساط او را جمع کنند و مردم هیچ حرکتی از خود نشان ندادند، یک سال و یک ماه بیشتر طول نکشید. در این یک سال و یک ماه، با وساطت ایادی ضدّ استقلال این کشور و با توطئه دشمنان این ملت، دکتر مصدق مرتب فاصله خود را با آقای کاشانی زیاد کرد، تا اینکه مرحوم آیتالله کاشانی چند روز قبل از ماجرای ۲۸ مرداد نامه نوشت – همه این نامهها موجود است – و گفت من میترسم با این وضعی که دارید، علیه شما کودتا کنند و مشکلی بهوجود آورند. دکتر مصدق گفت: من مستظهر به پشتیبانی مردم ایران هستم! اشتباه او همینجا بود. (۱۰۷)
علت مخالفت مستکبران با امثال آیتالله کاشانی
آن چیزی که ایادی استکبار را آن روز ناراحت میکرد، آیتالله کاشانی و امثال او بودند. چرا حالا؟ آیا با شخص آیتالله کاشانی مخالف بودند چون روحانی بود؟ نه، آن روز بودند روحانیونی که در نقطه مقابل آیتالله کاشانی قرار داشتند؛ آیتالله کاشانی مغبوض و مغضوب دستگاه استکبار بود برای خاطر اینکه منادی دین و منادی اسلام بود، میخواست اسلام بر این مملکت حکومت کند. اینجاست که ما علت همدستی جناحهای مختلف کفر و استکبار جهانی را علیه انقلاب اسلامی ایران بهروشنی درک میکنیم، این چیز تازهای نیست. اسلام برعلیه همه ارزشهای مادی که امروز مردم دنیا با آنها بهزور عادت کردند و خو گرفتند و زمامداران مستکبر عالم دارند براساس آن ارزشها حکومت میکنند با همه این ارزشها اسلام مقابله میکند؛ لذاست اسلام را نمیتوانند تحمل کنند. آن روز هم همین بود مسأله.
لذا شما میبینید هم مرحوم آیتالله کاشانی در دوران آن حکومتی که بر پایه نهضت ملی بهوجود آمده بود – یعنی حکومت دکتر مصدق – خانهنشین شد، منزوی شد، مورد تهمت قرار گرفت. زشتترین تهمتها را همین آقایان ملیگراها به مرحوم آیتالله کاشانی وارد آوردند، هم این شخصیت بزرگ در دورانی که رژیم پهلوی مجدداً سر کار آمد باز خانهنشین، باز زیر فشار، باز مورد تحقیر، باز در حال انزوای مطلق و مانع میشدند از اینکه کمترین ذکری و نامی از او بشود در اینجا آنجا، با انزوا و گوشهگیری این چند سال زندگی را این مرد بزرگ گذراند. (۱۰۸)
۱۰۷- ۱۳۸۰/۰۸/۲۰
۱۰۸- ۱۳۶۳/۰۴/۲۹
برچسب ها :استعمار انگلیس ، تاریخ نفت ، صنعت نفت ، صنعت نفت ایران به روایت رهبر انقلاب ، مقام معظم رهبری ، ملی شدن صنعت نفت ، نفت رسانه
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰