تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۴ - ۸:۳۰
کد خبر : 6230

صنعت نفت ایران به روایت رهبر انقلاب - ۱۳

مصدق بدون این‌که با آیت‌الله کاشانی مشورت کند، استعفا داد

مصدق بدون این‌که با آیت‌الله کاشانی مشورت کند، استعفا داد
مصدق رفت پیش شاه و استعفای خودش را به شاه داد؛ با این‌که مجلس رأی اعتماد به دولت مصدق داده بود، مصدق رفت و بدون این‌که هیچ‌کس را در جریان بگذارد، با مرحوم کاشانی مشورت بکند؛ رفت استعفا کرد.

■ به گزارش پایگاه خبری نفت‌رسانه و به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، صنعت نفت ایران در سال ۱۳۲۹ با محوریت آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق و خواست مردم، از استعمار انگلیس خارج و ملی می‌شود و پس از آن نخست‌وزیریِ دولت ملی به‌نام مصدق رقم می‌خورد. نهضت ملی با همه‌‌ موفقیت‌ها ناگهان با استعفای دولت مصدق و بر سر کار آمدن قوام‌السلطنه و خطر بازگشت سلطه‌‌ انگلیس بر نفت ایران مواجه می‌شود. آیت‌الله کاشانی بار دیگر مردم را به صحنه می‌آورد و نخست‌وزیری مجدد دکتر مصدق را فراهم می‌کند. اما این‌بار مصدق با کاشانی سر ناسازگاری و اختلاف می‌گذارد که به خانه‌نشینی کاشانی منجر می‌شود. مصدق در مقابله با شکایت‌ها و افزون‌خواهی‌های انگلیس نسبت به نفت ایران، به آمریکا اعتماد می‌کند و این‌بار نوبت آمریکاست که پاسخ اعتماد مصدق را با ایجاد کودتا و سقوط دولت ملی او بدهد.

آنچه در این سلسله‌مطالب آمده است، روایت تاریخی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از زمینه‌های شکل‌گیری اعتراض مردمی به استعمار نفت توسط بیگانه تا ملی شدن صنعت نفت، قیام ۳۰ تیر و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ است. در این مجموعه، از ۳۴ سخنرانی رهبر انقلاب طی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۴۰۱ استفاده شده است.

فصل دوم: قیام ملّی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ با پرچمداری آیت‌الله کاشانی
انحلال مجلس و طلب اختیارات بیش‌تر توسط مصدق
در انقلاب‌های گوناگون، در فاصله‌های زمانی گوناگون، آن کسانی که پیشواها و به‌اصطلاح رهبران ملت‌ها بودند، بالاخره درماندند؛ گفتند آقا! ما اختیارات تام و تمام می‌خواهیم. دکتر مصدق دو سال و خرده‌ای در این کشور حکومت کرد، بخش عمده‌ای از این دو سال، دو مجلس آن روز را منحل کرد (۷۷) یعنی چیزی که به‌حسب ظاهر نماد دمکراسی بود؛ که البته در آن، دمکراسی هم نبود و گفت من اختیارات می‌خواهم، (۷۸) اختیارات مجلس را هم در اختیار گرفت؛ گفت بدون این، نمی‌توانم. (۷۹) در دو سال حکومت خودش، یک سال یا بیش‌تر، با اختیاراتِ مطلق زمامداری کرد؛ خودش قانون وضع می‌کرد، خودش امضاء می‌کرد و خودش به اجرا می‌گذاشت. (۸۰) اما طاقت نیاورد. نتوانست. (۸۱) حالا مصدق که یک حکومت مردمی بود. (۸۲) این کجا با نظام جمهوری اسلامی قابل مقایسه است (۸۳) آزادی و دمکراسی‌ای که انقلاب به ما داد، حتی در دوران مصدق هم – که دوران نسبتاً آزاد و به قول خودشان دمکراسی بود – به‌هیچ‌وجه نبود. (۸۴)

۲۵ تیر ۱۳۳۱ شمسی: استعفای ناگهانی مصدق از نخست‌وزیری
بعد از آنی که مجلس هفدهم در سال ۱۳۳۱ – اوائل سال ۱۳۳۱ – تشکیل شد… مثلاً یک سالی بود که حکومت مصدق سرِ کار بود، چون مجلس جدید تشکیل شده بود، دولت رفت استعفا داد و به‌دنبال استعفا مجدداً دولت انتخاب شد، یک مشکلی پیشامد کرد که مصدق رفت پیش شاه و استعفای خودش را به شاه داد؛ با این‌که مجلس رأی اعتماد به دولت مصدق داده بود، مصدق رفت و بدون این‌که هیچ‌کس را در جریان بگذارد، با مرحوم کاشانی مشورت بکند، یا با آن کسانی که عوامل اصلی در صحنه نگه داشتن مردم بودند، اندک چیزی بیان کند، یا با مردم چیزی در میان بگذارد، رفت استعفا کرد و ناگهان همه مطلع شدند که دکتر مصدق استعفا کرده. شاه هم از فرصت استفاده کرد، یکی از مهره‌های قدیمی دست‌نشانده‌ استعمار انگلیس و از نوکرهای دیرین و خانه‌زاد انگلیسی‌ها – یعنی قوام‌السلطنه – را سرِ کار آورد. (۸۵)

۷۷- ۱۳۸۶/۱۰/۱۹
۷۸- ۱۳۸۴/۰۳/۰۳
۷۹- ۱۳۸۶/۱۰/۱۹
۸۰- ۱۳۸۴/۰۳/۰۳
۸۱- ۱۳۸۶/۱۰/۱۹
۸۲- ۱۳۸۶/۱۰/۱۹
۸۳- ۱۳۸۴/۰۳/۰۳
۸۴- ۱۳۸۴/۰۳/۰۳
۸۵- ۱۳۶۳/۰۴/۲۹

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.