تاریخ انتشار : شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ - ۷:۴۵
کد خبر : 5483

صنعت نفت ایران به روایت رهبر انقلاب - ۷

مردم ایران به آیت‌الله کاشانی ارادت داشتند

مردم ایران به آیت‌الله کاشانی ارادت داشتند
مرحوم آیت‌الله کاشانی وارد میدان شد. سابقه‌ی این مرد را علما می‌شناختند و مردم ایران هم به ایشان ارادت داشتند. او کسی بود که به‌وسیله‌ی قشون غاصبِ مداخله‌گرِ انگلیس در ایران، از کشور تبعید شده بود.

■ به گزارش پایگاه خبری نفت‌رسانه و به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، صنعت نفت ایران در سال ۱۳۲۹ با محوریت آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق و خواست مردم، از استعمار انگلیس خارج و ملی می‌شود و پس از آن نخست‌وزیریِ دولت ملی به‌نام مصدق رقم می‌خورد. نهضت ملی با همه‌ی‌ موفقیت‌ها ناگهان با استعفای دولت مصدق و بر سر کار آمدن قوام‌السلطنه و خطر بازگشت سلطه‌ی‌ انگلیس بر نفت ایران مواجه می‌شود. آیت‌الله کاشانی بار دیگر مردم را به صحنه می‌آورد و نخست‌وزیری مجدد دکتر مصدق را فراهم می‌کند. اما این‌بار مصدق با کاشانی سر ناسازگاری و اختلاف می‌گذارد که به خانه‌نشینی کاشانی منجر می‌شود. مصدق در مقابله با شکایت‌ها و افزون‌خواهی‌های انگلیس نسبت به نفت ایران، به آمریکا اعتماد می‌کند و این‌بار نوبت آمریکاست که پاسخ اعتماد مصدق را با ایجاد کودتا و سقوط دولت ملی او بدهد.

آنچه در این سلسله‌مطالب آمده است، روایت تاریخی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از زمینه‌های شکل‌گیری اعتراض مردمی به استعمار نفت توسط بیگانه تا ملی شدن صنعت نفت، قیام ۳۰ تیر و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ است. در این مجموعه، از ۳۴ سخنرانی رهبر انقلاب طی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۴۰۱ استفاده شده است.

فصل اوّل: ملّی شدن صنعت نفت
آیت‌الله کاشانی، یک ملای مجتهد و دارای سوابق مبارزاتی
مرحوم آیت‌الله‌کاشانی سابقه‌ی علمی‌اش در حدّ اجتهاد، یک مرد مجتهد قوی که در دوران بعد از حادثه‌ی ۲۸ مرداد ایشان چند سفر مشهد آمده بودند، بنده آن‌وقت طلبه‌ی کوچک و جوانی بودم در مجلس ایشان حاضر می‌شدم، علمای بزرگ مشهد در شب‌های ماه رمضان – که ایشان یک یا دو ماه رمضان در مشهد بودند – می‌آمدند در محضر ایشان بحث‌های علمی می‌شد و همه متفق بودند که از مرحوم آیت‌الله ‌کاشانی استفاده‌های بزرگی می‌کردند. یک‌چنین مرد عالم فاضل مجتهد دانشمندی که آن‌هم مقام مبارزاتی‌اش، مبارزه‌اش با انگلیس‌ها که همین مبارزه بعد از آمدن ایشان به ایران هم ادامه پیدا کرد؛ بعد از ۱۳۲۰ و رفتن پهلوی اول – رضاخان قلدر – از ایران و روی کار آمدن محمدرضا، این مبارزات ادامه پیدا کرد، به تبعیدها و زندان‌های متعددی هم منتهی شد؛ این شخصیت این مرد خستگی‌ناپذیر است. (۳۷)

دستگاه دربار که مخالف چیزفهمیِ مردم بود، خودش هم عامل دست انگلیسی‌ها بود. روشن‌فکران و سیاسیّونی که جهت حرکت‌شان این بود، وسیله و راهی نداشتند و مردم به آن‌ها اعتماد نمی‌کردند. (۳۸) (در این میان) مرحوم آیت‌الله کاشانی وارد میدان شد. سابقه‌ی این مرد را علما می‌شناختند و مردم ایران هم به او ارادت داشتند. او کسی بود که به‌وسیله‌ی قشون غاصبِ مداخله‌گرِ انگلیس در ایران، از کشور تبعید شده بود… البته قبلاً او را در قلعه‌ی فلک‌الافلاک خرم‌آباد زندانی کردند که من رفتم آن سلولی را که می‌گفتند مرحوم آقای کاشانی در آنجا زندانی بود، از نزدیک دیدم. (۳۹) ایشان وقتی از تبعیدگاه برگشتند تهران، استقبال بی‌نظیر و عظیمی که تا آن روز نظیری نداشت، از ایشان به‌عمل آمد. (۴۰) امواج احساسات و ارادت مردم نسبت به این روحانی مجاهد و مبارز، چنان توفانی به راه انداخت که همه‌ی دشمنان را پس زد و انگلیسی‌ها و دیگران حساب کار خود را کردند و فهمیدند که مبارزه با این عالم روحانی به جایی نخواهد رسید. (۴۱)

پدرش مرحوم سیدمصطفی‌ کاشانی از علمای بزرگ و مبارزی بود که با فرزند خود در نجف بودند، و هم مرحوم سیدمصطفی‌ کاشانی – پدر مرحوم آیت‌الله ‌کاشانی – و هم خود مرحوم آیت‌الله ‌کاشانی در بعد از پایان جنگ بین‌الملل اول در سال ۱۹۲۰ میلادی – که انگلیسی‌ها حمله کردند برای این‌که عراق را بگیرند و سرزمین عثمانی تجزیه شد و قطعه‌قطعه شد و تنها نقطه‌ی مقاومتی که در سرتاسر این قلمرو وسیع وجود داشت، مرکز و پایگاه فقاهت شیعه – یعنی نجف اشرف بود – این دو بزرگوار در کنار علمای بزرگ و مبارز دیگر نجف، مدت‌ها با سلطه‌ی انگلیس جنگیدند. (۴۲)

بنده فراموش نمی‌کنم در یکی از سفرهای مرحوم آیت‌الله کاشانی به مشهد؛ بنده آن‌وقت طلبه‌ی جوانی بودم؛ در مجلس ایشان در شبی نشسته بودیم، یکی از علمای مشهد، مرحوم حاج سیدمحمدرضای بختیاری رحمه‌الله‌علیه از دوستان مرحوم کاشانی بود. با همدیگر خاطرات میدان جنگ و سنگرها را تبادل می‌کردند. ایشان می‌گفت: «یادته آن شب‌ها، آن روز کذایی، آن شب کذایی چه‌جوری زندگی می‌کردیم، سر برج دیده‌بانی می‌دادیم»؛ یک‌انسان این‌جوری بود. در میدان جنگ گذرانده بود، در مبارزه زندگی‌اش را سر کرده بود، طمعی نداشت. (۴۳)

۳۷- ۱۳۶۳/۰۴/۲۹
۳۸- ۱۳۸۰/۰۸/۲۰
۳۹- ۱۳۸۰/۰۸/۲۰
۴۰- ۱۳۶۳/۱۲/۲۴
۴۱- ۱۳۸۰/۰۸/۲۰
۴۲- ۱۳۶۳/۰۴/۲۹
۴۳- ۱۳۶۳/۱۲/۲۴

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.